۱۳۸۹ تیر ۹, چهارشنبه

لبخندی برای همیشه


خب دیدم که بهتره این جوری آخرین روز ماه و روز کاری تو را تمام نکنم و شب تولدم را با خنده و برگشت به روحیه ی خوب جشن بگیریم. برای همین به قول تو آخرین چت مون از "ریسرچ آفیس" را که اتفاقی با این جملات تمام شد و من هم یک جوک برایت فرستاده بودم کپی کردم و میذارم اینجا تا بعدا هم به این جوک و خاطره بخندیم.

ضمن این توضیح که ریچارد در رفرنس نامه ات نوشته که تو عضو محبوب و popular جمع بودی.

me: ‫پاپیولر جمع عشق من سلام

‫هستی؟

‫دوستت دارم ها

‫اینو خیلی خیلی بودن

‫بدون

n: wait azaiam

am on the phone

‫عزیز دلم ببخشید

‫داشتم با امارات حرف می زدم

‫آرشی من دارم کم کم پا میشم

me: وقتی آدم به وجود اومد و از برگی برای پوشاندن خودش استفاده کرد حوا او را دید و گفت همین یه برگه؟ آدم گفت نه یه کوبیده و دو تاگوجه هم زیرشه

n: ‫ههاهاهاهاهاها

‫عزیزم این آخرین پت من با تو از ریسرچ آفیس

‫عاشقتم همیشههههههه

<3

‫سی یا


هیچ نظری موجود نیست: